خرید بک لینک

 داستان تیکن

Story Of Tekken

1-6

سری اول

همینطور که همه ما می دانیم تیکن یک بازی و یک افسانه بوده و هیچ واقعیتی در کار نیست.

هیهاچی میشیما در خانواده ی اصیل و پولدار میشیما به دنیا آمد.سال ها گذشت هیهاچی دارای قدرت فراوان شد و کمپانی میشیما زیباتسو را از آن خود کرد.او از این قدرت سوء استفاده کرد و به سلطه گری و ظلم پرداخت.او در صدد تدارک مبارزه ای میان برترین مبارزان جهان است.تا بتواند قدرت خود را بیش از پیش به رخ دیگران بکشد و یا آنها را تحت سلطهء خود در بیاورد و برای جلب رضایت آن ها یک جایزه هنگفت میلیون دلاری برای فرد برنده در نظر بود که نظر هر کسی را به خودش جلب میکند.مبارزان در این سری 8 نفر هستند که تنها یک نفر میتواند برنده جایزه شود.اما یک نفر برای گرفتن پول(جایزه)نمی آید بلکه برای انتقام از هیهاچی وارد مسابقات شده.این فردکسی
نیست جز کازویا میشیما فرزند هیهاچی میشیما.ولی چرا می خواهد پدرش را بکشد؟؟؟وقتی کازویا 5 سال داشت هیهاچی تمرینات سختی در مقابلش قرار میداد که نمی توانست از عهده آن ها بر بیاید.هیهاچی سنگ دل کازویا را در دره ای عظیم انداخت.کازویا شیطان درونش فعال میشود و به قدرتی اهریمنی دست میابد.کازویا الان 21 ساله برگشته است و در مسابقات شرکت کرده است.اما به غیر از پدرش کسی دیگر مانع کازویا است کسی که ضرباتش مرگبار است.با یک مشت میتواند یک دیوار بزرگ را خراب کند.او کسی نیست جز جودو کار حرفه ای پائول فینیکس آمریکایی او در کشورش رقیبی نمیدید پس تصمیم گرفت وارد مسابقات شود.البته او هیچ نسبتی با هیهاچی ندارد و از او هم متنفر است.کازویا هر طور شده خودش را به مر حلهء آخر رساند و با هیهاچی روبه رو شد.کازویا اول از هیهاچی ضربات زیادی دریافت کرد و به سمت همان دره ای که در آن افتاده بود غلت خورد و با دیدن آن دره به یاد کودکی اش می افتد و عزمش را جزم میکند و با کمک شیطان درونش موفق به شکست پدرش میشود و او را داخل همان دره می اندازد و کمپانی میشیما زیباتسو را به دست میگیرد.
 
شخصیت های این سری مسابقات
کینگ:(کشتی کج کار)=مکزیکی
نینا ویلیامس:(تکواندو و کاراته)=ایرلندی
میشل چانگ:(کاراته کار)=آمریکایی
میکئیل چانگ:(کاراته کار)=آمریکایی
کازویا میشیما:(کاراته به سبک میشیما)=ژاپنی
مارشال  لاو:(کونگ فو)=آمریکایی-ژاپنی(2 رگه)
یوشی میتسو:(نینجا نینجیتسو)=ژاپنی
جک:(قدرت حیوانی)=روسیه
شخصیت هایی که با هر بار پیروزی در بازی در لیست مبارزان ظاهر می شوند.
آنا ویلیامس:(تکواندو و کاراته)=ایرلندی
آرمور کینگ:(کشتی کج کار)=مکزیکی 
لی چائولان:(ووشو-کاراته-کونگ فو-جیت کاندو-جودو)=آلمانی
گان روی:(کشتی ژاپنی سومو)=ژاپنی
دویل:(اهریمن)=سان مارینو
کوما:(قدرت خرسی)=ژاپنی
گوینی میتسو:(نینجا جوجیتسو)=ژاپنی
وانگ جینری:(کونگ فو)=چینی
هیهاچی میشیما:(کاراته به سبک میشیما)=ژاپنی
پروتوتایپ جک:(قدرت حیوانی)=روسیه
 
سری دوم
 
2 سال از مسابقات مشت آهنین میگذشت.کازویا هم اکنون صاحب میشیما زیباتسو است.اما مثل اینکه کمپانی میشیما زیباتسو از وقتی که کازویا صاحبش شده به گند کشیده شده است و مثل سابق نیست.چرا؟؟؟کازویا نتوانسته است از قدرتش به خوبی استفاده کند و آبروی زیباتسو را حفظ کند بلکه از قدرتش سوء استفاده کرده و به ظلم می پردازد و مرتکب خلاف های زیادی میشود از جمله اخاذی-دزدی-قاچاق حیوانات نادر و آدم کشی.با این کار کازویا روز به روز مغرور تر و قوی تر میشد و از طرف دیگر شیطان درونش بزرگ تر میشد.مسلمآ این کار های خلاف کازویا باعث شده بود که دشمنان زیادی در مقابل او بایستند یکی از آن ها جون کازاما از انجمن دفاع از حقوق حیوانات بود ولی اینها برای کازویا دشمنی به حساب نمی آمدند چون دشمن اصلی کازویا پدرش یعنی هیهاچی میشیما است.کازویا میترسد که پدرش مثل 23 سال پیش خودش زنده بماند.وی برای خلاصی از شر هیهاچی میشیما مسابقات مشت آهنین را ترتیب داد و جایزه ای که برای برنده گذاشته بود 2 برابر جایزهء قبلی بود که هیهاچی به برنده میداد.در قسمتی از مسابقه کازویا با جون کازاما روبرو میشود و جون کازاما به جای این که کازویا را دستگیر کند عاشقش میشود و با او ازدواج میکند و حاصل این ازدواج یک فرزند به اسم جین میباشد.جون کازاما براثر آشفتگی هایی که بر اثر خود و فرزندش به وجود آمده بود مسابقات را ترک میکند.اما.......هیهاچی زنده مانده است.......چگونه؟؟؟؟؟؟وقتی کازویا هیهاچی را در دره انداخت هیهاچی خود را به شاخهء درخت آویزان کرده و آرام آرام پائین آمد و خودش را به معبد دور افتاده ای رساند و در آنجا تمرینات مدیتیشن و ذن خود ادامه داد.بعد ها خبر تورنومنتی که کازویا برگزار کرده بود به گوشش رسید.او در این تورنومنت شرکت کرد و خودش را با شکست همه رقیبان به مرحله آخر رساند و با کازویا درگیر شد هیهاچی در راند اول حتی اجازه انداختن یک مشت را هم نداد و با ضرباتی سنگین که انگار برق از آن ها خارج میشد هیهاچی توانست راند اول را به خوبی تمام کند اما در راند دوم کازویا به شکل اهریمن(شیطان)در آمد گویا شیطان درونش فعال شده بود.در راند دوم کار برای هیهاچی بسیار سخت شده بود اما هیهاچی تمام نیرویش را روی مشتانش انداخت و همین کار موجب شکست کازویا شد.ضربات هیهاچی باعث شده بود که کازویا نتواند حرکت کند هیهاچی پسرش را به دهانه یک آتش فشان فعال برد ولی نیرو های کازویا رسیدند و اجازهء این کار را به هیهاچی ندادند اما دیگر کازویا مرده بود.هیهاچی از آنجا فرار کرده بود.شیطان درون کازویا میخواست وارد بدن جون کازاما شود اما با رشادت های مادرش این عمل تقریبآ ناکام ماند.
 
شخصیت های این سری
پائول فینیکس:(جودو کار)=آمریکایی
هیهاچی میشیما:(کاراته به سبک میشیما)=ژاپنی
پروتوتایپ جک:(قدرت حیوانی)=روسیه
میشل چانگ:(کاراته کار)=آمریکایی
کازویا میشیما:(کاراته به سبک میشیما)=ژاپنی
نینا ویلیامس:(تکواندو و کاراته)=ایرلندی
آنا ویلیامس:(تکواندو و کاراته)=ایرلندی
مارشال  لاو:(کونگ فو)=آمریکایی-ژاپنی(2 رگه)
آرمور کینگ:(کشتی کج کار)=مکزیکی 
لی چائولان:(ووشو-کاراته-کونگ فو-جیت کاندو-جودو)=آلمانی
گوینی میتسو:(نینجا جوجیتسو)=ژاپنی
وانگ جینری:(کونگ فو)=چینی
یوشی میتسو:(نینجا نینجیتسو)=ژاپنی
کینگ:(کشتی کج کار)=مکزیکی
گان روی:(کشتی ژاپنی سومو)=ژاپنی
دویل:(اهریمن)=سان مارینو
کوما:(قدرت خرسی)=ژاپنی
شخصیت های فرعی
الکس و راجر:(مهارت کانگورویی)=استرالیایی
انگل:(جیت کاندو)=ژاپنی
جک2:(قدرت حیوانی)=روسیه
لی وولانگ:(کونگ فو متفاوت)=چینی(پلیس-هنگ کنگ)
جون کازاما:(کاراته کار)=ژاپنی
بروس آیروین:(کاراته-جودو)=آمریکایی
بک دو سان:(تکواندو کار)=کره جنوبی
 
سری سوم
 
پنج سال از مسابقات مشت آهنین میگذشت.هیهاچی یک ارتش عظیم به نام تیکن فورس دور خودش جمع کرده است که از میشیما زیباتسو محافظت کنند و مانع نفوذ دشمنان شوند.هیهاچی با قدرتی که به دست آورده در صدد برقراری صلح و دوستی میان جهان است.بعد از چند روز خبری از مکزیک به گوش هیهاچی رسید که در یکی از مقبره های باستانی مکزیک اتفاق عجیبی افتاده است.هیهاچی شخصآ همراه گروهی به مکزیک سفر میکند.وقتی وارد این کشور میشود میبیند همه جا آرام است و هیچ اتفاقی نیفتاده است اما وقتی وارد شمال مکزیک میشود تازه متوجه آزاد شدن مبارز سلتنطی یعنی اوگر در یکی از مقبره های مکزیک میشود.اوگر که از خوابی بلند بیدار شده بود به کسی رحم نمیکند و خیلی ها را زخمی یا میکشد.هیهاچی بعد از شناسایی اوگر دوباره حس قدرت طلبی درونش بیدار میشود و میخواهد توسط اوگر بر جهان حکم رانی کند.بعد از مدتی خبری بر مبنی این که رزمی کاران جهان یکی یکی ناپدید میشوند به دست هیهاچی رسید و هیهاچی میدانست که این کار کار اوگر است.طی اتفاقاتی که افتاده است جون کازاما خیلی نگران است که روزی اوگر به سراغ او و پسرش جین کازاما بیاید.جین کازاما به خاطر نفرت داشتن از خانواده پدرش فامیل مادرش را انتخاب کرده در جایی که جون کازاما از این کار جین ناراضی بود.جون به پسرش میگوید که اگر روزی اوگر به ما حمله کرد به هیهاچی پناه بیاور که جین هم علکی قبول کرد چون از خانواده میشیما نفرت دارد.ساعت ها گذشت که یکباره سر و کلهء اوگر در پیرامون خانه جون کازاما پیدا شد.جین شجاعانه با اوگر جنگید اما جین هم مثل بقیه حریفان اوگر شکست خورد و توسط ضربه سنگین اوگر بیهوش شد و وقتی که به هوش آمد دید که مادرش تکه تکه شده و خانهء هم به دست اوگر خراب شده.ضربه اوگر باعث افتادن یک نقش که شبیه خال کوبی بود روی بازوی چپ جین شد که زمینه ساز اهریمن درون جین گردید که جین از این موضوع اطلاع ندارد.درست است که جین از خانواده میشیما نفرت دارد اما دیگر راهی بجز پناه آوردن به هیهاچی برایش نمانده است.او پیش هیهاچی میرود و التماس میکند که فنون کاراته به سبک میشیما را به او بیاموزد.هیهاچی قبول میکند اما نه از سر دلسوزی بلکه به عنوان یک طعمه.چهار سال از زندگی جین میگذرد.وی کاراته میشیمائی را به خوبی فراخوانده است و کاملآ آماده انتقام از اوگر است.او در این چهار سال فقط به انتقام گرفتن از مبارز سلطنتی فکر میکرد.در تولد 19 سالگی جین هیهاچی دوباره مسابقات مشت آهنین را برگزار کرد و جین هم فقط به مبارزه با اوگر فکر میکند اما..............به جای جین کازاما پائول فینیکس با اوگر روبرو میشود.راند اول پائول اجازه حرکتی را به اوگر نداد و او را له و لورده کرد قبل از شروع راند دوم پائول به جین گفت:((اگر من در راند دوم پیروز شوم وقتی برای انتقام تو نمیماند من این اجازه را به تو میدهم که راند دوم تو به جای من به میدان بروی.))اوگر که از دست ضربات سنگین پائول بی رمق بود ولی قدرتش را بیشتر کرد و منتظر پائول بود که ناگهان جین جلوی آن ظاهر شد.اوگر وقتی چشمش به جین افتاد به ترو اوگر تبدیل شد و خوی حیوانی اش را آشکار کرد.راند دوم حدود 4-5 ساعتی طول کشید که سر انجام اوگر به دست جین کشته گردید و به بخار تبدیل شد.پس از آنكه جين با خوشحالي از برنده شدن و گرفتن انتقام از محل مبارزه بيرون مي آيد مورد حمله ارتش تيكن فورس قرار مي گيرد بله اينجا معلوم مي شود كه قصد هي هاچي از اينكه جين را پذيرفته بود چيست و حالا ديگر به وجود او نيازي نداشت و ممكن بود كه در آينده رقيب او بشود در صدد كشتن او برآمد و با گروهي از سربازان به او حمله كرد و در آخر با شليك تيري بر سر او به زندگي او خاتمه داد ولي آيا واقعاً جين به همين راحتي از بين مي رود؟جواب اين سوال خوشبختانه نه است!جين با كمك شيطان درونش كه از پدرش كازويا به ارث برده بود دوباره زنده مي شود و تمامي سربازان را از بين مي برد و هي هاچي را به ديوار معبد مي كوبد ولي هي هاچي زنده مي ماند و در حالت نيمه هشياري ضربه اي ديگر از جانب جين دريافت مي كند ولي باز هم زنده مي ماند و با كمال تعجب به صحنه ي مقابل چشمش خيره مي شود جين دو بال پوشيده از پر در هوا پرواز مي كند و پدر بزرگ خود را حيران گذاشته و در تاريكي شب ناپديد مي شود.
 
شخصیت های این سری
فورست لاو:(جیت کاندو-کونگ فو)=آمریکایی(پسر مارشال لاو)
جولیا چانگ:(مبارزات سرخ پوستی)=آمریکا(آمازون)
ادی گوردو:(کاپوئریا)=بریزیلی
برایان فیوری:(کیک بکسینگ)=آمریکایی
جین کازاما:(کاراته به سبک میشیما)=ژاپنی
لینگ شیائویو:(کونگ فو مختلف چینی)=چینی
ترو اوگر:(قدرت حیوانی اصیل)=پرتغال
گان جک:(قدرت حیوانی رباتیکی)=روسیه
هووارانگ:(تکواندو کار)=کره شمالی
ماکوجین چوبی:(تقلید از مبارزان)=تایلند
کینگ:(کشتی کج)=مکزیکی
کوما:(قدرت خرسی)=ژاپنی
اوگر:(همه نوع مهارت)=پرتغالی(در مبارزه با جین کازاما به ترو اوگر تبدیل شد)
تایگر جکسون:(کاپوئریا)=بریزیلی
پاندا:(قدرت خرسی)=چینی
شخصیت های فرعی
دکتر باسکونوویچ:(سبک خاصی ندارد)=روسیه
گان:(همانند لاک پشت)=برزیل(سواحل ریو)
 
 
سری چهارم
 
هي هاچي نمونه اي از خون اوگر را بدست آورده و در تلاش است كه با پيوند دادن ژن اوگر خود را فنا ناپذير نمايد ولي او در اين امر شكست مي خورد و آزمايشات نتيجه اي نمي دهد و او در ميابد كه براي موفقيت به دویل جین نياز دارد و بدون او هيچ گاه پيروز نمي شودولي او نااميد نمي شود و اميدوار است كه با يافتن جين كازاما و تسخير دويل جين در اين راه موفق شود و تنها مشكل جين كازاما و قدرتي است كه او دارد بله حالا ديگر جين كازاما با فردي كه قبلاً بود فرق كرده چه از لحاظ قدرت و چه از لحاظ شناختي كه از هي هاچي به دست آورده و مي داند كه او پدر بزرگي دلسوز نيست بلكه فردي جاه طلب و ظالم است بنابراين كار براي هي هاچي سخت خواهد بود .ولي راه ديگر هم براي بدست آوردن اين ژن وجود داشت آن هم پسرش بود.ولي مگر كازويا 21 سال پيش نمرده بود؟ جواب اين سوال بله مي باشد او مرده بود ولي ژن او در شركت تجاري {جی} رقيب سر سخت زي باتسو نگه داري مي شود.او تصميم مي گيرد كه به آزمايشگاه {جی} حمله كند و ژن كازويا را بدست آورد به همين منظور گروهي از افراد تیکن فورس را به منظور بدست آوردن اين ژن به آنجا مي فرستد ولي در اين عمليات شكست مي خورند چون كازويا مي شيما برگشته است.او توسط شركت {جی} موسسه ي تحقيقاتي زيست شناسي بود كه در زمينه علم بيوژنتيك به پيشرفت هايي دست يافته بود و انقلابي در اين رشته ايجاد كرده بود. با كمك شركت جي كازويا روي مكانيسم و ساختار ژنهاي شيطاني اي كه در درون بدنش بودند تحقيقاتي را صورت داد.او براين باور بود كه توانايي كنترل قدرت اين ژنهاي شيطاني را دارد.بدين ترتيب او از قبل هم قدرتمندتر شد و ديگر به راحتي مي توانست هي هاچي را شكست دهد ومي شيما زايباتسو را براي هميشه نابود و با خاك يكسان سازد.حالا ديگر مي شيما دو طعمه به نامهاي كازويا و جين دارد و براي او قدرت انتخاب بيشتري فراهم شده تا به هدف خود برسد و به همين منظور شروع چهارمين دوره از مسابقات قهرمانی مشت آهنین را اعلام مي كند.هیهاچی با راه اندازی تورنمنت دیگری برای کازویا نقشه ای ريخت و اعلام کرد برنده این تورنمنت کل کمپانی میشیما زایباتسو را جایزه خواهد برد کمی بعد از اعلام خبر فهمید که جین هم وارد تورنمنت شده.و حالا كمي از سرنوشت جين بشنويد: جين در خواب مي بينه كه خودش يك كوه را نابود مي كند پس از آن جين متوجه مي شود كه اهريمني كه در وجود پدرش بود در وجود خودش هم هست و هر روز نيرومند تر مي شود و با اهريمن اوگر مخلوط مي شود و ابر اهريمني در وجودش پديد خواهد آمد. جين پدرش كازويا را دليل آلوده شدن به اهريمن درونش مي داند و براي همين از پدرش متنفر مي شود و كينه ي او را به دل مي گيرد.از وقتي كه هي هاچي به او خيانت كرده بود جين از هر چيزي درباره خودش بيزار بود.جين تنها يك خواسته داشت آن هم اين بود كه نسل شيطاني مي شيما را نابودكند يعني نسل پدر و پدر بزرگش را.بر طبق رده بندي صورت گرفته جين و كازويا با هم روبه رو خواهند شد.تیکن فورس در كمين جين هستند تا او را بگيرند . هی هاچی جین را قبل از رویارویی با کازویا دستگیر و در هان مارو به زنجیر کشید.کازویا متوجه شده بود که برای تکمیل قدرتش به جین نیازدارد. کازویا و هی هاچی در معامله ای مبنی بر اینکه کازویا در فینال از هی هاچی شکست بخورد و در مقابل هم هیهاچی جین را به کازویا تسلیم نمايد. كازويا در به مرحله ي پاياني راه يافته و با هي هاچي مبارزه خواهد كرد.
در مبارزه ي بين پدر و پسر باري ديگر كازويا بعد از مبارزه ای ساختگی به ظاهر شكست مي خورد و هي هاچي او را به به مكاني كه جين قرار دارد هدايت مي كند.در اينجاست كه شيطان درون كازويا امور را بدست مي گيرد و قصد اين را دارد كه قسمتي از روح شیطانی خودش را كه درون جین هست را بیدار و به سمت خودش جذب نمايد اما جین زنجیرها را پاره کرد و کازویا را شکست داد . هی هاچی هم با ضربه جين بیهوش و در کنار کازویا به زمین افتاد.جین در حال تغییر فرم به دویل جین بود بالای سر هی هاچی رفت تا وي را بكشد ولی تصاویری از چهره مادرش و همچنین نگاهی کوتاه به مجسمه بوداکه در روبروی جین بود او را از این کار منصرف کرد و رو به هي هاچي گفت كه زندگيت را مديون مادرم هستي. جین بالهای شیطانی اش را باز کرد و با خراب کردن قسمتی از سقف هان مارو را شکافت.
 
در این سری شخصیت های قبلی سر جایشان هستند و فقط 5 شخصیت فرعی به آنان اضافه شده.
کریستیه مونتریو:(کاپوئریا)=بریزیلی
میهارو هیرانو:(کونگ فو)=چینی
کرایگ ماردوک:(بکس-کشتی کج)=استرالیائی
استیو فاکس:(بکس حرفه ای)=آرژانتینی
کامبت:(یک مبارز معمولی)=آلمانی(ساخت دست لی چائولان)
 
 
 
سری پنجم
 
 
پس از مدتي از رفتن جين. كازويا و مي شيما از حالت بي هوشي بيرون مي آيند و در همين حين كمپاني {جی} گروهي از " جك ها" را با شناسه ي جک4 را با هلي كوپتر به هان مارو مي فرستد تا هي هاچي و كازويا را از بين ببرند پس از ورود آنها بر خلاف انتظار آنان كازويا و هي هاچي پشت به پشت يكديگر از همديگر محافظت مي كنند و با آنان به مبارزه مي پردازند پس از مدتي هي هاچي از نبرد با جك ها خسته مي شود و از خود ضعف نشان مي دهد و كازويا از اين فرصت استفاده كرده و هي هاچي را به سمت روبوت هاي جك پرتاب مي كند در اصل رو بوها براي نابودي هي هاچي برنامه ريزي شده بودند و با كازويا كاري نداشتند و كازويا هم از اين فرصت به دست آمده استفاده مي كند فرار را بر قرار ترجيح مي دهد!و بمبي كه دورن جكها كار گذاشته بود منفجر مي شود و هان مارو با انفجاري بزرگ نابود شد.تنها شاهدي كه از اين انفجار عظيم زنده بيرون مي آيند شخصي مرموز به نام ریون که نشان{ایکس} روی صورتش است بود.او با بيسيم سريعاً خبر كشته شدن هي هاچي توسط جك ها را به شركت جي مخابره كرد.
روز بعد خبر كشته شدن هي هاچي در سراسر جهان مي پيچد و هيچ كس تصور نمي كرد كه كار زي باتسو به اين راحتي تمام شده باشد.پس از دو ماه خبر برگزاري تورنمنت پنجم اعلام مي شود و باعث شگفتي همگان مي شود ولي مگرنه اينكه هي هاچي مرده ؟ آن فرد مرموز كه خبر كشته شدن وي را داد چه كسي بود؟آيا احتمال دارد كه او همان هي هاچي باشد؟در هر حال مبارزين بنا به دلايلي عازم زي باتسو مي شوند.
جين پس از ترك هان مارو در كشور استراليا مشغول به تمرين كاراته مي شود تا قدرتش را افزايش دهد از وقتي كه هي هاچي به او خيانت كرده بود به شدت عصباني بود و از خود و گذشته اش به خاطر وجود روح شيطاني نيز ناراحت بود و مي خواست كه انتقامش را از خانواده مي شيما بگيرد.
همچنين كازويا با اين هدف كه بفهمد که چه کسی در کمپانی {جی} به او خیانت کرده و همچنین اینکه مسئول تورنمنت چه كسي مي باشد وارد اين تورنمنت شد.پس از مدتي جين و كازويا فردي را كه اين مسابقات را رهبري مي كنند شناسايي مي نمايند و در كمال ناباوري مي فهمند كه اون پدر مي شيما يعني جینپاچی میشیما مي باشد كه توسط فرزند سنگدلش سالها در مكاني زير هان-ما-رو زنداني و در بند بوده .
هي هاچي مانند پدرش كمپاني زي باتسو را به درستي اداره نمي كرد و براي اينكه پدرش در امور خلاف او دخالت نكند او را زنداني كرده بود.او پس از مدتي در زندان بر اثر گرسنگي به ديار باقي شتافت ! و پس از آن شيطان درونش كنترل او را به دست گرفت و پس از اينكه جك ها هان ما رو را نابود ساختند توانست از زندان حاضر شود و حالا شروع پنجمين دوره از مسابقات را به عهد گرفته.
در آخر جين پاچي با رقيب سر سخت خود يعني جين كازاما رو برو مي شود و از او شكست مي خورد و پس از آن تبديل به مشتي از گرد و خاك مي شود.
حالا جين ديگر صاحب بدون رقيب زي باتسو مي باشد.
 
شخصیت هایی که به این بازی اضافه شده اند
کرایگ ماردوک:(بکس-کشتی کج کار)=استرالیایی
هووارانگ:(تکواندو)=کره شمالی
کینگ:(کشتی کج کار)=مکزیکی
ریون:(همه نوع مهارت)=کانادا
کریستیه مونتریو:(کاپوئریا)=بریزیلی
آسوکا کازاما:(جیت کاندو)=ژاپنی
پائول فینیکس:(جودو کار)=آمریکایی
جک5:(قدرت حیوانی)=روسیه
نینا ویلیامس:(تکواندو-کاراته)=ایرلند
لینگ شیائویو:(کونگ فو مختلف چینی)=چینی
جولیا چانگ:(مهارت سرخ پوستی)=آمریکایی(آمازون)
کازویا میشیما:(کاراته به سبک میشیما)=ژاپنی
استیو فاکس:(بکس حرفه ای)=آرژانتینی
یوشی میتسو:(نینجا نینجیتسو)=ژاپنی
برایان فیوری:(کیک بکسینگ)=آمریکایی
مارشال لاو:(کونگ فو-جیت کاندو)=آمریکایی
لی وولانگ:(کونگ فو متفاوت)=چینی(هنگ کنگ)
لی چائولان:(ووشو-کاراته-کونگ فو-جیت کاندو-جودو)=آلمانی
 
شخصیت های فرعی از همان شخصیت های قبلی هستند.
 
 
سری ششم
 
 
پس از مدتی جین کازاما عقل خودش را از دست میدهد و دیگر خودی بیخودی نمیشناسد و به هرکس که میرسد او را میکشد.کمپانی {جی} کازویا را با جک5 های خود دستگیر میکند و طی یک سال موفق به بازگرداندن عقل جین میشوند اما......آن ها با این کار شیطان درون جین راضعیف کردن و وقتی که جین متوجه این عمل شد کمپانی {جی} را برای همیشه نابود میکند.او در راه برگشت به خانه بیهوش میشود و وقتی که بیدار میشود میبیند که پدر پدربزرگش یعنی جینپاچی روبه رویش ایستاده است و دارد نوری سیاه وارد بدن جین میکند بعد از چند ساعت جینپاچی به بخار تبدیل میشود و جین متوجه میشود که جینپاچی شیطانش را به جین بخشیده و اینجاست که جین میخواهد خانواده میشیما را برای همیشه از بین ببرد.تورنومنت ششم برگزار شده است جین وارد تورنمنت میشود اما و مثل اینکه در میدان ایستاده و میگوید:((هرکس با خانواده میشیما موافق است با من بجنگد ولی فقط 5 نفر از افراد با جین موافقت میکنند.))همه باهم درگیر میشوند که ناگهان صدای بلند یک خفاش از دور می آید او آذاظل است و آمده که جین را یاری دهد.این جنگ 2 ساعت طول کشید و وقتی افراد هیهاچی دیدند جین روبه پیروزی است به او ملحق شدند وتوانستند خانواده میشیما را برای همیشه از بین بردند فقط در اینجا ریون توانست جان سالم بدر ببرد که بعد از درگیری ناپدید شد.جین با صلح و دوستی توانست شیطان درونش را کم کم نابود سازد و وقتی که این کار انجام شد یک ماه همه جهان در صلح و دوستی بود که جین در برف زمستانی سنگین در ژاپن رده پای هیهاچی را مشاهده میکند.آیا به نظر شما هیهاچی برگشته است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
 
پایان داستان تیکن

برچسب: تیکن,جنگ,بازی,مبارزه,پادشاه,tekken,iron fist, نویسنده: منصور غفاری تاريخ: شنبه 12 بهمن 1392 ساعت: 23:09

صفحه بندی